بانوی بی نشان
قدم های تو

چه طولانی شد این عطش و چه طاقت سوز شد این تشنگی...

خورشید زلال روز آدینه

کوچه آواز قدمهای تو را کم دارد

تقصیر ماست غیبت طولانی شما

بغض گلو گرفته ی پنهانی شما

برشوره زار معصیتم گریه میکنم

جانم فدای دیده بارانی شما

پرونده ام برای شما دردسر شده

وضع بدم دلیل پریشانی شما

ای وای من که قلب شمارا شکسته ام

آقا چه شد تبسم رحمانی شما؟

ای یوسف مدینه مرا حلال کن

عفو و گذشت و سنت کنعانی شما

آقا حقیقت است که اصلا شبیه نیست؟

رفتار ما به رسم مسلمانی شما

دنیای ما اگرچه بسی شاه دیده است

چشم امید بسته به سلطانی شما...

ای کشتی نجات اگر تو نیایی آسمان دلمان گرفته خواهد بود و داغ عصرهای آدینه هر هفته
بر دلهایمان سنگینی خواهد گرد.
ای مهربان من اگر تو نیایی حیات بوی ماندن نخواهد داشت و زنده بودن بوی زندگی نخواهد داد.
ای مهربان ترین منجی موعود...! چاره مان فقط به دست توانای توست.
بیا که بی تو زمین تنگ است و آسمان دلتنگ...!

بیا که دل آسمانیم سخت تنگ آمدن توست. بیا که آسمانیان غریب مانده اند




ساخت کد موزیک آنلاین

ساخت کد موزیک آنلاین