بانوی بی نشان
X
تبلیغات
رایتل
شهادت امام حسن عسکری(ع)

پدری در دم مرگ است و به بالین پسرش

پسری اشک فشان است به حال پدرش

پدری جام شهادت به لبش بوسه زده

پسری سوخته از داغ مصیبت جگرش

پسری را که بود نبض دو عالم در دست

شاهد داغ پدر آه و دل و چشم ترش

حسن العسکری از زهر جفا می سوزد

حجةابن الحسن از غم شده گریان به برش

زهر افتاده به جانِ جگرم ، مهدی جان

لرزه افکنده ز پا تا به سرم مهدی جان

به لب خشک پدر جرعه ی آبی برسان

که من از سوز جگر شعله ورم مهدی جان

قبل از آنی که به دل زهر اثر بُگذارد

کُشته از صحنه ی دیوار و درم مهدی جان

لحظه ای نیست عزیزم که تَداعی نشود

وقعه ی کرب و بلا در نظرم مهدی جان

قَدَح آب روان تا به لبم شد نزدیک

عطش اهل حرم زد شررم مهدی جان

بشکند دستی که با بغض علی سیلی زد

به رخ عمه ی نیکو سیرم مهدی جان

تا درخشید رخ ماه تو یاد آوردم

سر نورانی هجده قمرم مهدی جان

زینب و بزم یزید و لب خشکیده و چوب؟

خونِ دل می چکد از چشم ترم مهدی جان

به دعای سَحَرِ گریه کنانِ جدّم

برسد روز ظهورت پسرم مهدی جان




ساخت کد موزیک آنلاین

ساخت کد موزیک آنلاین