بانوی بی نشان
سمت خدا 1

خدای من « بهشتی» دارد ، نزدیک ، زیبا ، بزرگ
و به گمانم «دوزخی» دارد کوچک ، بعید
و در پی دلیلی ست که ببخشد مارا
گاهی به بهانه یک دعا . . .
................................................

آرزو کن

گوشهای ” خدا ” پر است از آرزو و دستهایش پر از معجزه

شاید بزرگترین آرزوی تو کوچکترین معجزه ی ” خدا ” باشد . . .

.........................................................

دلم گرم خداوندیست که با دستان من ، گندم برای یاکریم خانه میریزد

چه بخشنده خدای عاشقی دارم که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم

دلم گرم است ، میدانم بدون لطف او تنهای تنهایم برایت من ، خدا را آرزو دارم . . .


خدایا

گاهی تو را بزرگ می بینم و گاهی کوچک

این تو نیستی که بزرگ می شوی و کوچک

این منم که گاهی نزدیک می شوم و گاه دور . . .

....................................................

الهی

سکوتم را نبین، دستانی خالی و دلی پر از گناه دارم

آن را پر کن و این را خالی . . .

...............................................................

خدا آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا

زمانی که هراس مرگ میدزد سکوتت را

یکی همچون نسیم دشت میگوید “کنارت هستم ای تنها”


خدایا ” تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم

تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم

تو را وفادار دیدم و بی وفایی نمودم ولی هر کجا که رفتم سرشکسته بازگشتم

تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم

اما…

تو مرا چه دیدی که همچنان بخشنده و توبه پذیر و مشتاق بنده ات ماندی ؟




ساخت کد موزیک آنلاین

ساخت کد موزیک آنلاین